X
تبلیغات
رایتل

► o▌ توسل به امام رضا علیه السلام▌ o ◄

وب مذهبی
پنج‌شنبه 2 دی 1395

309 - نتیجه توسل به علی ( ع )


                              309 - نتیجه توسل به علی ( ع )

عالم متقی مرحوم حاج میرزا محمد صدر بوشهری نقل فرمود : هنگامی که پدرم مرحوم حاج شیخ محمد علی از نجف اشرف به هندوستان مسافرتی نمود ، من و برادرم شیخ احمد در سن شش هفت سالگی بودیم ، اتفاقا سفر پدرم طولانی شد به طوری که آن مبلغی که برای مخارج به مادر ما سپرده بود تمام شد و ما بیچاره شدیم .
طرف عصر از گرسنگی گریه می کردیم و به مادر خود می چسبیدیم ، پس مادرم به من و برادرم گفت : وضو بگیرید و لباس ما را طاهر نمود و ما را از خانه بیرون آورد تا وارد صحن مقدس شدیم ، مادرم گفت : من در ایوان می نشینم شما هم به حرم بروید و به حضرت امیر ( ع ) بگویید : پدر ما نیست و ما امشب گرسنه ایم و از حضرت خرجی بگیرید و بیاورید تا برای شما شام را مهیا کنم .
ما وارد حرم شدیم ( و ) سر به ضریح گذاشته عرض کردیم : پدر ما نیست و ما گرسنه هستیم دست خود را داخل ضریح نموده گفتیم : خرجی بدهید تا مادرمان شام تدارک کند ، مقداری گذشت اذان مغرب را گفتند و صدای قد قامت الصلوة شنیدم ، من به برادرم گفتم حضرت امیر ( ع ) می خواهند نماز بخوانند ( به خیال بچگی گفتم حضرت نماز جماعت می خوانند ) پس گوشه ای از حرم نشستیم و منتظر تمام شدن نماز شدیم ، کمتر از ساعتی که گذشت شخصی مقابل ما ایستاد و کیسه پولی به من داد و فرمود : به مادرت بده و بگو تا پدر شما از مسافرت بیاید هر چه لازم داشتید به فلان محل ( بنده فراموش کرده ام نام محلی را که حواله فرمودند ) مراجعه کن . و بالجمله فرمود : مسافرت پدرم چند ماه طول کشید و در این مدت به بهترین وجهی مانند اعیان و اشراف زادگان نجف معیشت ما اداره می شد تا پدرم از مسافرت برگشت . ( 361 )

برچسب‌ها: 309 - نتیجه ت
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)