X
تبلیغات
رایتل

► o▌ توسل به امام رضا علیه السلام▌ o ◄

وب مذهبی
یکشنبه 24 آبان 1394

الرّضا علیه السلام ایجاد خـوشحالى

.. الرّضا علیه السلام

 لیـس شـَىء مِـن اْلاعْمـالِ عنـد الله

عزّوجلّ بعدَالفـرائض أفضل مِن إدْخـالِ السُّرور علَى المؤمن

 امام رضا علیه السلام فرمود

 بعد از انجام و اجبات،

کارى بهتر از ایجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نیست

 بحارالانوار, ج ۷۸,ص ۳۴۷

یکشنبه 1 تیر 1393

دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غیر آن

دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غیر آن

س ٩٢۵ : افرادی‌ هستند که خمس بر آنها واجب است، ولی‌ تاکنون آن را نپرداخته اند و در حال حاضر هم توانایی‌ پرداخت آن را ندارند و یا بر آنها بسیار دشوار است، حکم آنان در این باره چیست؟

ج: مجرد عدم توانائی‌ یا دشواری‌ پرداخت خمس موجب برائت ذمه و سقوط تکلیف نیست، بلکه ادای‌ آن تا حد امکان واجب است، چنین افرادی‌ م ی‌توانند با دست گردانِ مبالغ بدهی‌ خود با ولی‌ّ امر خمس یا وکیل او، آن را به تدریج برحسب استطاعت خودشان از جهت مقدار و زمان بپردازند.

 دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غیر آن

س ٩٢۶ : خانه ای‌ دارم که دارای‌ وام قسطبندی‌ شده است و مالک محلی‌ تجاری‌ هستم که در آن کاسبی‌ می‌ کنم و برای‌ عمل به وظیفه شرعی‌ ام، سال خمسی‌ برای‌ خود تعیین کرده ام، امیدوارم لطف فرموده و مرا از پرداخت خمس آن خانه معاف کنید . ولی‌ توان پرداخت خمس محل تجاری‌ را به صورت قسطی‌ دارم؟

ج : خانه مسکونی‌ شما در فرض سؤال که نسیه خریداری‌ شده خمس ندارد، ولی‌ پرداخت خمس محل تجاری‌ تان واجب است، مگر اینکه با پرداخت خمس کسب با بقیه وافی‌ به هزینه زندگی‌ شم ا نباشد و یا اینکه کسب با بقیه کسب مناسب با شأن عرفی‌ شما نباشد.

س ٩٢٧ : شخصی‌ در خارج به سر می‌ برد که خمس اموالش را نمی‌ پرداخته است و خان ه ای‌ با ما ل غیر مخمّس خریده که در حال حاضر مال کافی‌ برای‌ ادای‌ خمس آن ندارد، ولی‌ هرسال مقداری‌ بیشتر از خمس به جای‌ خمسی‌ که بدهکار است می‌ پردازد، آیا این کار او صحیح است یا خیر؟

ج: در فرض سؤال باید خمسی‌ را که برعهده دارد، دست گردان کند تا بعدا آن را به تدریج بپردازد، و در مورد آنچه تا به حال پرداخته، به یکی‌ از وکلای‌ ما مراجعه نماید.

س ٩٢٨ : شخصی‌ چندین سال است که خمس درآمد سالانه خود را نمی‌ پرداخته، و فعلا نمی‌ داند چه مقدار بدهی‌ از این بابت دارد، او در حال حاضر چگونه می‌ تواند خود را از خمس بری‌ الذمّه نماید؟

ج: واجب است تمام اموالی‌ را که خمس به آنها تعلق گرفته، حساب کند و خمس آنها را بپردازد، و در موارد مشکوک باید با ولی‌ّ امر خمس یا وکیل او مصالحه نماید.

س ٩٢٩ : من جوانی‌ هستم که با خانواده ام زندگی‌ می‌ کنم، پدرم خمس و زکاتش را نمی‌ پردازد، حتی‌ خانه ای‌ را با مال ربوی‌ ساخته است و حرام بودن غذائی‌ که در خانه می‌ خورم، آشکار اس ت . با توجه به اینکه نمی‌ توانم از خانواده ام جدا شوم، امیدوارم تکلیف مرا در این باره بیان فرمائید؟

ج : بر فرض که یقین داشته باشید که اموال پدرتان مخلوط با رباست و یا او خمس و زکات خود را نمی‌ پردازد، لازمه اش یقین به حرمت چیزی‌ که او مصرف می‌ کند و یا اموال وی‌ که شما در آن تصرف می‌ کنید، نیست، و تا یقین به حرمت این اموال پیدا نکرده اید، استفاده از آن برای‌ شما اشکال ندار د . البته، اگر یقین به حرام بودن آنچه از اموال او مصرف می‌ کنید، داشته باشید، استفاده از آن برای‌ شما جایز نیست

مگر آنکه جدایی‌ از خانواده و قطع رابطه با آنان برای‌ شما، حرجی‌ باشد که در این صورت استفاده از اموال مخلوط به حرام آنان اشکال ندارد، ولی‌ ضامن خمس، زکات و مال دیگران که در اموال مورد مصرف شما وجود دارد، هستید.

س ٩٣٠ : من اطمینان دارم که پدرم خمس و زکاتش را نمی‌ پردازد، و وقتی‌ به او تذکر می‌ دهم، در پاسخ می‌ گوید که ما مستحق هستیم و خمس و زکاتی‌ بر ما واجب نیست، حکم این مسأله چیست؟

ج: اگر پدرتان مالی‌ که خمس و زکات به آن تعلق بگیرد، نداشته باشد، خمس و زکات بر او واجب نیست و تحقیق در این زمینه بر شما لازم نیست.

س ٩٣١ : ما با اشخاصی‌ معامله می‌ کنیم که خمس نمی‌ دهند و حساب سال هم ندارند، با آنان خرید و فروش داریم و به دیدن آنان رفته و با آنان غذا می‌ خوریم، این مسأله چه حکمی‌ دارد؟

ج: اگر یقین به وجود خمس در اموالی‌ دارید که از طریق خرید و فروش از آنان گرفته اید و یا هنگام رفتن نزد آنان، مصرف می‌ کنید، معامله در مقدار خمس موجود در اموالی‌ که از طریق خرید و فروش از آنان می‌ گیرید، فضولی‌ است و احتیاج به اجازه ولی‌ّ امر خمس یا وکیل او دارد، و تصرف در اموال ایشان برای‌ شما جایز نیست مگر اینکه ترک معاشرت و خودداری‌ از خوردن غذای‌ آنان و تصرف در اموالشان برای‌ شما حرجی‌ باشد که در این صورت تصرف جایز است، ولی‌ ضامن خمس اموالی‌ که در آنها تصرف م ی‌ کنید ، هستید.

س ٩٣٢ : اگر شخصی‌ مالی‌ را که خمس آن داده نشده، به مسجد ببخشد ، آیا گرفتن آن مال از او جایز است؟

ج: اگر یقین به وجود خمس در آن مال دارند، گرفتن آن جایز نیست و در صورت دریافت آن، باید نسبت به خمس آن، به ولی‌ امر خمس یا وکیل او مراجعه نمایند.

س ٩٣٣ : معاشرت با مسلمانانی‌ که به امور دینی‌ بخصوص نماز و خمس پایبند نیستند، چه حکمی‌ دارد؟ آیا غذاخوردن در خانه های‌ آنان اشکال دارد؟ در صورت اشکال داشتن، کسی‌ که چندین بار این کار را انجام داده، چه حکمی‌ دارد؟

ج: اگر معاشرت با آنان مستلزم تأیید ایشان در عدم التزام به امور دینی‌ نباشد، اشکال ندارد، مگر آنکه ترک معاشرت با آنان مؤثر در اهتمام ایشان به امور دینی‌ باشد که در این صورت واجب است که معاشرت به طور موقت از باب نهی‌ از منکر ترک شود، ولی‌ استفاده از اموال آنان از قبیل غذا و مانند آن، تا یقین به تعلق خمس به آن نداشته باشید، اشکال ندارد.

س ٩٣۴ : یکی‌ از دوستانم مرا زیاد به صرف غذا دعوت می‌ کند، به تازگی‌ متوجه شده ام که شوهر او خمس نمی‌ دهد، آیا خوردن غذای‌ کسی‌ که خمس نمی‌ دهد، برای‌ من جایز است؟

ج: تا علم به تعلّق خمس به غذایی‌ که در اختیار شما قرار داده می‌ شود ، ندارید، خوردن آن اشکال ندارد.

س ٩٣۵ : فردی‌ برای‌ اولین بار می‌ خواهد خمس اموالش را حساب کند، خانه مسکونی‌ که نمی‌ دان د با چه مالی‌ آن را خریده، چه حکمی‌ دارد؟ در صورتی‌ که بداند آن را با مالی‌ که چند سال پس انداز شده، خریده است، حکم آن چیست؟

ج: خانه مسکونی‌ یا سایر لوازم زندگی‌ را اگر احتمال می‌ دهد که با مالی‌ که شرعاً متعلّق خمس نبوده ( مانند ارث یا هبه) خریده باشد چیزی‌ از بابت خمس آن بر او نیست، ولی‌ اگر یقین دارد که آن را با درآمد کسب خود خریده است، لیکن نمی‌ داند که آیا درآمد کسب را در بین سال صرف خرید آن کرده است یا پس از پایان سال و پیش از پرداخت خمس درآمد، باید با یکی‌ از وکلای‌ ما مصالحه نماید و اگر یقین دارد خانه را از درآمد کسبی‌ که چند سال پس انداز کرده است پیش از پرداخت خمس آن خریده است، باید خمس آن درآمد پس انداز شده را بپردازد، و در مورد تنزل ارزش پول احوط مصالحه با حاکم شرع است.

س ٩٣۶ : عالمی‌ در یکی‌ از شهرها مبلغی‌ را به عنوان خمس دریافت کرده، ولی‌ برای‌ او انتقال عین آن مال به شما یا دفترتان مشکل است، آیا می‌ تواند آن را از طریق بانک حواله کند؟ با توجه به اینکه مالی‌ که از بانک گرفته می‌ شود عین مالی‌ که در آن شهر به بانک پرداخت شده، نیست؟

ج: تحویل خمس و سایر حقوق شرعی‌ از طریق بانک اشکال ندارد.

س ٩٣٧ : اگر زمینی‌ را با مال غیر مخمّس بخرم، آیا نماز خواندن در آن زمین جایز است یا خیر؟

ج: اگر زمین با عین مال غیر مخمّس خریده شده باشد، معامله به مقدار خمس، فضولی‌ است و متوقف بر اجازه ولی‌ّ امر خمس است و تا آن را اجازه و تنفیذ نکند، نماز خواندن در آن جایز نیست.

س ٩٣٨ : اگر مشتری‌ بداند که به عین مالی‌ که خریده، خمس تعلّق گرفته و فروشنده آن را نپرداخته است، آیا تصرف در آن کالا برای‌ او جایز است؟

ج: با فرض وجود خمس در کالا، معامله به مقدار خمس فضولی‌ و متوقف بر اجازه ولی‌ّ امر خمس است.

س ٩٣٩ : اگر صاحب مغازه ای‌ نداند که مشتری‌ که با او معامله می‌ کند، خمس مالش را پرداخته است یا خیر، آیا دادن خمس آن اموال بر او واجب است؟

ج: تا زمانی‌ که علم به وجود خمس در پولی‌ که مشتری‌ به او می‌ پردازد، نداشته باشد، چیزی‌ برعهده او نیست و وظیفه ای‌ هم نسبت به فحص ندارد.

س ٩۴٠ : اگر مثلا چهار نفر با هم صد هزار تومان به عنوان شراکت برای‌ به کارگیری‌ در یک کار تولیدی‌ سرمایه گذاری‌ کنند و یکی‌ از آنها خمس ندهد، آیا شراکت با او صحیح است یا خیر؟ و آیا دیگر شریکان می‌ توانند مال فردی‌ را که خمس نمی‌ دهد به عنوان قرض الحسنه گرفته و به کار بیاندازند؟ و به طور کلی‌ اگر چند نفر با هم شریک باشند، آیا بر هر کدام از آنها واجب است خمس درآمد خود را به طور مستقل بپردازد یا اینکه خمس باید از صندوق مشترک پرداخت شود؟

ج: شراکت با شخصی‌ که به سرمایه اش خمس تعلق گرفته ولی‌ آن را نپرداخته است، به مقدار خمس مال او فضولی‌ است که باید نسبت به آن به ولی‌ّ امر مراجعه شود، و اگر بعضی‌ از شرکاء خمس سهم خود در سرمایه را نداده باشند، تصرف در سرمایه مشترک جایز نیست، و هنگامی‌ که شرکاء سود حاصل از سرمایه مشترک را دریافت می‌ کنند، هرکدام از آنان مکلّف هستند خمس مازاد بر مؤونه از سهم خود را سر سال خمسی‌ بپردازند.

س ٩۴١ : اگر شرکای‌ من حساب سال خمسی‌ نداشته باشند، تکلیف من چیست؟

ج: بر هریک از شرکاء واجب است که حقوق شرعی‌ سهام خود را بپردازند تا تصرفات آنان در مال مشترک حلال باشد، و اگر بقیه شریکها آن را پرداخت نمی‌ کنند و انحلال شرکت و جداشدن از آنان برای‌ شما ضرری‌ یا حرجی‌ باشد، مجاز هستید به شراکت خود با آنان ادامه دهید.

شنبه 7 اردیبهشت 1392

برای زیاد شدن روزی چه کارهایی انجام دهیم؟

پنج‌شنبه 27 مهر 1391

روحیه انفاق و نیک اندیشی


 سید امام  ::


 باید روحیه انفاق و نیک اندیشی توسعه


 پیدا کند و جز ایمان مردم شود


 بخشنده نادان نزد خدا از پارسای بخیل، محبوب تر است. [رسول خدا صلی الله علیه و آله]




چهارشنبه 10 اسفند 1390

►O(▌اثار دوستی با خویشان ▌ )O ◄

السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی

السلام علی المهدی الذی وعد الله عز و جل به الامم

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

السلام علیک یا ابا الفضل العباس

امام سجاد زین العابدین علیه السلام فرمودند:


از همراهی با فردی  بپرهیز


که او از خویشانش بریده است


صله رحم  واجب است و قطع ان از گناهان بزرگ است


 


قران در موارد مختلف قاطع رحم را ملعون
و او را از رحمت حق دور می داند
امام باقر علیه السلام از قول پیامبر می فرماید:
به حاضران و غائبان امتم و کسانی که هنوز به
دنیا نیامده اند تا روز قیامت سفارش می کنم
که با خویشان خود بپیوندند هر چند میان ایشان
به اندازه یکسال راه رفتن فاصله باشد
همانا صله رحم از اموری است که خدای متعال ان
 را از بخشی از دین قرار داده است
پیامبر اسلام صل الله علیه واله وسلم می فرمایند :
فردی که با جان و مال در راه صله رحم اقدام
می کند خداوند متعال اجر صد شهید را در نامه
 عملش می نویسد و در برابر هر قدمی که در این راه
بر می دارد چهل هزار حسنه برایش قرار می دهد
و چهل هزار گناه از او محو می کند او را چهل هزار درجه
بالا می بردو مانند این است که صد سال با صبر
و استقامت خدا را بندگی کرده باشد
همچنین فرموده اند :
ثواب صدقه ده برابر
قرض هجده برابر
ثواب اتباط با برادران دینی بیست برابر
ثواب پیوند با خویشان بیست و چهار برابر است

شناختن ارحام :
در قران کریم معنای خاصی برای ارحام ذکر
نشده است و معنای ارحام معنای عرفی ان
مطلق خویشاوندان و بستگان است پدری و مادری

هر چند با چند واسطه باشد و فرزندان و خویشان
انها را در بر می گیرد
اثار صله رحم :
پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه واله وسلم فرمودند :
برای صله رحم اثار و فوائد بسیار نقل کرده اند که

 بخشی از ان عبارت است از :


1- محبوبیت نزد خداوند


2-بهره مند شدن از پشتیبانی خداوند
3-  افزایش روزی
4- طول عمر
5- ورود به بهشت
6- بر طرف شدن فقر و بیچارگی
7- اسان شدن حساب در قیامت
8- نجات از مرگهای  ناهنجار
9- محبوبیت در خانواده

 )))




 

سه‌شنبه 28 دی 1395

هر اقدام بزرگی ابتدا محال به نظر می رسد.

هر اقدام بزرگی ابتدا محال به نظر می رسد.


‹‹ کارلایل ››


.


..


.
دوشنبه 27 دی 1395

عبدالله بن مسکان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود:

وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِیَّاکُمْ وَ هَؤُلَاءِ الرُّؤَسَاءَ الَّذِینَ یَتَرَأَّسُونَ فَوَ اللَّهِ مَا خَفَقَتِ النِّعَالُ خَلْفَ الرَّجُلِ إِلَّا هَلَکَ وَ أَهْلَکَ
ترجمه :

500 - عبدالله بن مسکان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود:

از این رؤ سا که به ریاست رسیده اند بر حذر باشید، سوگند به خدا که کفشها پشت سر کسى به صدا درنیامد جز اینکه آن شخص هلاک گشت و دیگران را نیز به هلاکت افکند.

شنبه 25 دی 1395

بر سر کویش به نیاز آمدیم

بر سر کویش به نیاز آمدیم
صف بصف از راه دراز آمدیم
دست به دامان ولایت شدیم
ملتمش بذل عنایت شدیم
بوی خدا می‌شنوم در حرم
نور رضا می‌نگرم در حرم


....

.................

...............................

پنج‌شنبه 23 دی 1395

یاقوت احمر


دوشنبه 13 دی 1395

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم


شنبه 11 دی 1395

براى پدر و مادر،

.


.


.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:


دُعاءُ الوَلَدِ لِلوالِدِ کَالأَخذِ بِالیَدِ؛

دعاى فرزند براى پدر و مادر، مانند( یارى کردن) گرفتن دست آنان است.

الفردوس: ج ۲ ص ۲۱۳ ح ۳۰۳۸ / گزیده حکمتنامه پیامبر اعظم (ص)، ص734

برچسب‌ها: براى پدر و مادر،
پنج‌شنبه 9 دی 1395

دید و بازدید


دید و بازدید

ناقل: آیه اللّه العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی قدّس سرُّه [24].
شب اوّلِ قبر آیه الله شیخ مرتضی حائری قدّس سرُّه، برایش نماز لیله الدّفن خَواندم. همان نمازی که در بین مردم به نماز وحشت معروف است. بعدش هم یک سوره ی یاسین قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هدیه نمودم. چند شب بعد او را در عالَمِ خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آنطرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟! پرسیدم: - آقای حائری، اوضاع تان چطور است؟ آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می‌آمد، رفت توی فکر، 1-
[صفحه 140]
و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف نمودن: … وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سَبُکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. دُرُست مثل این که لباسی را از تنت درآوری. کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می‌دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم. ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می‌آید. صداهایی رعب آور و وحشت افزا! صداهایی نا مأنوس که موهایم را بر بدنم راست می‌کرد. به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشییع و تدفین کرده بودند خبری نبود. بیابانی بود بَرَهوت با افقی بی انتها و فضایی سرد و سنگین. و دو نفر داشتند از دور دست به من نزدیک می‌شدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشی که زبانه می‌کشید و مانع از آن می‌شد که بتوانم چشمانشان را تشخیص دهم. انگار داشتند با هم حرف می‌زدند و مرا به یکدیگر نشان می‌دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی‌آمد. تنها دهانم باز و بسته می‌شد و داشت نَفَسَم بند می‌آمد. بد جوری احساس بی کسی و غربت کردم: - خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو کسی را ندارم …
[صفحه 141]
همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجّه صدایی از پشت سرم شدم. صدایی دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من می‌آمد. هر چقدر آن نور به من نزدیکتر می‌شد آن دو نفر آتشین عقب تر و عقب تر می‌رفتند تا این که بالاخره ناپدید گشتند. نَفَسِ راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم.آقایی را دیدم از جنس نور. نوری چشم نواز و آرامش بخش. ابّهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمی‌توانستم حرفی بزنم و تشکّری بنمایم. امّا خودِ آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید: -آقای حائری! ترسیدی؟ من هم به حرف آمدم که: - بله آقا ترسیدم،آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره تَرَک می‌شدم و خدا می‌داند چه بلایی بر سر من می‌آوردند. بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: - راستی، نفرمودید که شما چه کسی هستید. و آقا که لبخند بر لب داشته و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می‌نگریستند فرمودند: - من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما 38 مرتبه به زیارت من آمدید، من هم 38 مرتبه به بازدیدت خواهم آمد. این اوّلین مرتبه اش بود.
[صفحه 142]
37 بار دیگر هم خواهم آمد …

برچسب‌ها: دید و بازدید
پنج‌شنبه 2 دی 1395

309 - نتیجه توسل به علی ( ع )


                              309 - نتیجه توسل به علی ( ع )

عالم متقی مرحوم حاج میرزا محمد صدر بوشهری نقل فرمود : هنگامی که پدرم مرحوم حاج شیخ محمد علی از نجف اشرف به هندوستان مسافرتی نمود ، من و برادرم شیخ احمد در سن شش هفت سالگی بودیم ، اتفاقا سفر پدرم طولانی شد به طوری که آن مبلغی که برای مخارج به مادر ما سپرده بود تمام شد و ما بیچاره شدیم .
طرف عصر از گرسنگی گریه می کردیم و به مادر خود می چسبیدیم ، پس مادرم به من و برادرم گفت : وضو بگیرید و لباس ما را طاهر نمود و ما را از خانه بیرون آورد تا وارد صحن مقدس شدیم ، مادرم گفت : من در ایوان می نشینم شما هم به حرم بروید و به حضرت امیر ( ع ) بگویید : پدر ما نیست و ما امشب گرسنه ایم و از حضرت خرجی بگیرید و بیاورید تا برای شما شام را مهیا کنم .
ما وارد حرم شدیم ( و ) سر به ضریح گذاشته عرض کردیم : پدر ما نیست و ما گرسنه هستیم دست خود را داخل ضریح نموده گفتیم : خرجی بدهید تا مادرمان شام تدارک کند ، مقداری گذشت اذان مغرب را گفتند و صدای قد قامت الصلوة شنیدم ، من به برادرم گفتم حضرت امیر ( ع ) می خواهند نماز بخوانند ( به خیال بچگی گفتم حضرت نماز جماعت می خوانند ) پس گوشه ای از حرم نشستیم و منتظر تمام شدن نماز شدیم ، کمتر از ساعتی که گذشت شخصی مقابل ما ایستاد و کیسه پولی به من داد و فرمود : به مادرت بده و بگو تا پدر شما از مسافرت بیاید هر چه لازم داشتید به فلان محل ( بنده فراموش کرده ام نام محلی را که حواله فرمودند ) مراجعه کن . و بالجمله فرمود : مسافرت پدرم چند ماه طول کشید و در این مدت به بهترین وجهی مانند اعیان و اشراف زادگان نجف معیشت ما اداره می شد تا پدرم از مسافرت برگشت . ( 361 )

برچسب‌ها: 309 - نتیجه ت
یکشنبه 28 آذر 1395

جامع الأخبار: ص‏90، ح‏142؛ حکمت‌نامه رضوی: ج3، ص316


« زیارت امام رضا علیه السلام »
امام رضا علیه السلام:
ما زارَنی أحَدٌ مِن أولیائی عارِفاً بِحَقّی إلّا شَفَّعتُ فیه یَومَ القیامَةِ؛
هر یک از دوستانم مرا زیارت کند ، در حالى که عارف به حق و مقام من باشد ، من در روز قیامت حتماً شفاعتش مى‌‏کنم.
جامع الأخبار: ص‏90، ح‏142؛ حکمت‌نامه رضوی: ج3، ص316

دوشنبه 22 آذر 1395

............357


امام على علیه السلام:
لا تُعادوا ما تَجهَلونَ ؛ فإنَّ أکثرَ العِلمِ فیما لا تَعْرِفونَ؛
با آنچه نمى دانید دشمنى نکنید؛ زیرا بیشتر دانش در چیزهایى است که شما نمى دانید.
غرر الحکم، ح10246؛ میزان الحکمه: ج2، ص357

( تعداد کل: 493 )
   1       2       3       4       5       ...       33    صفحه بعدی