X
تبلیغات
رایتل

► o▌ توسل به امام رضا علیه السلام▌ o ◄

وب مذهبی
چهارشنبه 26 آبان 1395

مشهد عاشقان

مشهد عاشقان

باز دلم کرد هوای وصال
در حرم خسرو نیکو خصال
باز دلم پر کشید از آشیان
رو به دیار چمن لامکان
باز سرم جانب سامان رود
دل به حریم حرم جان رود
باز مرا عشق سفر در سر است
جان به تمنای رخ دلبر است
باز شدم طایر قدس آشیان
سیر کنم در دل هفت آسمان
رو بسوی مشهد مولا روم
بر سر کویش به تولا روم
مشهد ایا شهر امام رضا
مشهد ایا گلشن صدق و صفا
مشهد ایا طور وصال کلیم
مشهد ایا مهبط عرش عظیم
مشهد ایا نور دل خاکیان
مشهد ایا قبله‌ی افلاکیان
مشهد ایا کعبه‌ی اهل کمال
مشهد ایا محفل بزم وصال
مشهد ایا میکده عاشقان
مشهد ایا عرش رفیع زمان
تاج سر کشور ایران توئی
نور دل خلق مسلمان توئی
نور فشان چون ید موسی توئی
روح فزا همچو مسیحا توئی
بارگه قدس تو دار الشفا
مرقد پر نور امام رضا
انکه دل عالم امکان بود
در دل خاک تو درخشان بود
خاک تو بر اهل نظر کیمیاست
نور فشان تا حرم کبریاست
قبله‌ی حاجات دل آزردگان
کعبه‌ی آمال ستمدیدگان
آنکه درون دل تو جا نمود
عشق شد و روی به دلها نمود
ما همه مست رخ زیبای او
عاشق سرگشته و شیدای او
[صفحه 172]
بر سر کویش به نیاز آمدیم
صف بصف از راه دراز آمدیم
دست به دامان ولایت شدیم
ملتمش بذل عنایت شدیم
بوی خدا می‌شنوم در حرم
نور رضا می‌نگرم در حرم
ای پسر فاطمه، قربان تو
چنگ زنم، چنگ به دامان تو
کعبه بود خانه‌ای از سنگ و گل
مرقد تو کعبه‌ی جان است و دل
کعبه بود قبله‌گه خاکیان
مرقد تو قبله‌ی افلاکیان
کعبه حریم حرم کبریاست
مرقد تو کعبه‌ی آمال ماست
عشق بیا مست تمنا شویم
عشق بیا محو تولا شویم
عشق بیا پرده درانی کنیم
آنچه تو خواهی و تو دانی کنیم
عشق بیا همدم و همره شویم
طالب دیدار رخ شه شویم
عشق بیا ناله ز جان بر کشیم
اشک بریزیم و فغمان برکشیم
عشق بیا شیون و غوغا کنیم
سوز دل می‌زده پیدا کنیم
خلق نبینیم و خدایی شویم
در حرم دوست رضایی شویم
من به امید تو به پابوس شاه
آمدم ای عشق بدین بارگاه
کو هنر و قدرت مردانه‌ات؟!
تاب و تب و شیون مستانه‌ات؟!
دل به تو دادم که خرابش کنی
مست ولایت ز شرابش کنی
دل به تو دادم که ز جام طهور
نوشد و یکباره شود نور نور
دل به تو دادم که فروزان کنی
ذوب کنی، آتش سوزان کنی
دل به تو دادم که قیامت شود
مست ز صبای امامت شود
دل به تو دادم که ز مستی و شور
برق تجلی بردش سوی طور
دل به تو دادم که الهی شود
خاک ره درگه شاهی شود
از خودی خویش جدایم کند
متصل بحر رضایم کند
[صفحه 173]
روز نیایش بود ای دل بیا
وقت ستایش بود ای دل بیا
خواهم از این لحظه به هستی رسم
با می‌دلدار به مستی رسم
صاحب ادراک و درایت شوم
قطره‌ای از بحر ولایت شوم
اشک بیا باب طرب باز کن
ناله بیا زمزمه آغاز کن
تا که بگویم به صدای رسا:
سید و سالار، رضا یا رضا
صاحب اسرار، رضا یا رضا
محرم دلدار، رضا یا رضا
وارث بر حق پیمبر تویی
نور دل ساقی کوثر تویی
عصمت زهرای مطهر تو راست
حلم حسن وارث حیدر تو راست
نور حسین است به سیمای تو
جان به فدای رخ زیبای تو
سید سجاد تویی در سجود
گوهر یکدانه‌ی بهر وجود
باقر علمی و جهان مست تو
علم خدائی همه در دست تو
جعفریان را تو فروغ زمان
صادق دهری و امام جهان
بعد پدر صدر اعاظم تویی
نور دل حضرت کاظم تویی
زاده‌ی موسی، نفست عیسویست
نام دل آرای شریفت علیست
ای علوی منصب و احمد صفات
نور رخت آینه کائنات
مظهر آیات خدای عظیم
قطب زمان، مطلع قلب سلیم
واقف اسرار کتاب مبین
حجت حق قبله‌ی اهل یقین
منصب عرشی امامت تو راست
رهبری عالم و امت تو راست
کی تو غریبی به دیار عجم؟!
کیست چنین محتشم و محترم؟!
صاحب این کشور و این بارگاه
ما همه عبدیم و تویی پادشاه
گر قدمت مفخر ایران ماست
جایزه دوست به سلمان ماست
آنکه نبی گفت ورا اهل‌بیت
خلق کجایند و کجا اهل‌بیت
[صفحه 174]
یا که خدا راضی از این خاک بود
کو چو بهشت ابدش پاک بود
خواست چو بر شیعه عنایت کند
وز همه اعلام رضایت کند
داد بدین کشور و ملت مقام
تا به در آئیم ز غربت تمام
داد به ما مقدم پاک رضا
نور سماوات ز خاک رضا
سلطنت ار هست تو داری به دست
قدرت تو قدرت یزدانی است
خاک قدمگاه تو چون توتیاست
تا به ابد سرمه‌ی چشمان ماست
کوکب اقبال همایون من
بخت بلند اختر میمون من
کرد مرا در حرمت میهمان
سیر ره دوست نمودم ز جان
بوسه زنم خاک تو را با ادب
دست به دامان توام روز و شب
عرض سلامم بپذیر ای جناب
نیست سلامی به درت بی‌جواب
من به طواف تو چو پروانه‌ام
مستم و مدهوشم و دیوانه‌ام
تا به سحر ناله و غوغا کنم
نور دل و دیده تمنا کنم
آنکه براین باب همایون گداست
گر چه سرافکنده بود، آشناست
پرده بر افکن که هویدا شوی
دیده‌ی دل ده که تماشا شوی
خواهش من گر نشود مستجاب
کورشود دیده که دارد حجاب
ورنه چو خورشید عیانی عیان
نور خدا کی شود از دل نهان؟
گر حذر از خواهش دنیا شود
با کرمت دیده‌ی دل وا شود
آینه ز نگار نگیرد اگر
نور خدا هست درو جلوه‌گر
کافر اگر گشت تو را میهمان
از کرمت بهره برد بیکران
سفره‌ی تو سفره‌ی اطعام عام
رحمت تو رحمت خیرالانام
من به امید کرمت آمدم
مست تمنای وصالت شدم
بخش، اگر دامنم آلوده است
یا که قصور و گنهی بوده است
[صفحه 175]
بخش، اگر لایق درگاه تو
نیست مرا هدیه دلخواه تو
بخش، اگر نامه سیاه آمدم
بخش، اگر غرق گناه آمدم
بخش، اگر نفس مرا بنده کرد
بر در اکرام تو شرمنده کرد
با همه ناکامی و وزر و قصور
نیستم از ساحت قدس تو دور
بنده‌ی درگاه ولی آمدم
ذاکر و مداح علی آمدم
باشم ایا زبده‌ی اهل وفا
بر سر این خوان کرم آشنا
تا به «فرهمند» عنایت کنی
نیم نگاهی ز رضایت کنی
علی‌اکبر فرهمند آملی
[صفحه 177]

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)